تمام بدنم می سوزد ار دردهایی که این روزا دارم می خورم. شاید این دردا اتفاقی باشد و شاید هم به اتفاق تو . نمیدانم  آه...

من از دست رفته ام، سوخته ام، شکسته ام و اما تو نمی فهمی و چه سخته........

اشک نمی ریزم،  پشت لبخندی پنهان می کنم که سرشار از درد است و تو نمی فهمی و چه سخته......

امان از این آسمان صاف و شب آرام و بوی بهار نارنج کوچه ها

که ادم نمیدونه دردشو چه جوری بگه.

اما همیشه دردی هست.

با تو هستم .

همین.