پایانیه

سلام خدمت همه دوستان گلم در اقصا نقاط دنیا

نمیدونم چطوری بگم اما واسه من هم خیلی سخته که پس از چندین سال این وبلاگم می خوام ببندم

برای من سنگ صبوری بوده از تمام نوشته ها و ننوشته هام.

به هر حال زندگی در جریان است.

بنابر دلایلی دیگر نمی توانم ادامه بدم اما شاید روزی برگشتم

به هر حال از تمام دوستان که در این مدت باعث تکدر خاطرشون شدم طلب عفو می کنم.

آخرین سنگر سکوته   همه حرف ها گفتنی نیست

برقرار و پاینده و سبز و نویسا باشید.

یا حق

یه خورده تامل کنیم مقصر خودمان هستیم

خبر بس تاسفبار بود و ناگوار

"یک اتوبوس حامل دانش اموزان راهیان نور!!!!!!!!!!!!! سرنگون شد و 27 دانش آموز دار فانی را وداع گفتند"

اما از منظر دیگر می خواهم نگاهی بندازم؟

شاید از حرفام ناراحت بشن. اما کمی بیشتر تامل کنیم.

قبل از هر چیزی بگم که من هم از این واقع بهتر بگم فاجعه بس اندوهگین و ناراحتم یا بقول فریدون مشیری:

.... اشک در چشم و بغضم در گلوست.

فکر می کنید مقصر این فاجعه چه کسی یا چه کسانی هستند؟

معلمان؟ مدرسه؟ بسیج؟ سپاه؟ آموزش و پرورش؟ دفتر.....؟کدومشون؟

اما من مقصر این فاجعه را پدر و مادرهای این بچه ها میدونم. میدونید چرا؟

چونکه اونها بودند که فرزندان عزیزشان را فرستادند پس هیچ گله و شکایتی نباید باشه که وااسفا که عزیزمون کو؟ مقصر کیه؟

مقصر خودتون هستین. مقصر خود ما هستیم.

شاید بگین که اجباری بوده وگرنه نمره دفاعی رد می شدند.

خوب قبول. اگر همه با هم نمیرفتن یا اکثریت نمیرفتن، فکر میکنید چه اتفاقی میوفتاد؟ همه را رد می کردند؟

یه خورده تامل کنیم. مقصر خودمان هستیم