از دفتر خاطرات یک روسپی
براي اينکه يک ساعت با مردي بگذرانم، 350 فرانک سوييس ميگيرم.
يک ساعت در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباسها را حساب نکنيم و تظاهر به محبت و صحبت دربارهي مسائل پيش پا افتاده و لباس پوشيدن را كنار بگذاريم، کل اين مدت ميشود يازده دقيقه رابطهي جنسي .
يازده دقيقه ......!!!
دنيا دور چيزي ميگردد که فقط يازده دقيقه طول ميکشد .
به خاطر اين يازده دقيقه است که در يک روز 24 ساعته (با اين فرض که همهي زن و شوهرها هر روز عشقبازي کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج ميکنند، خانواده تشکيل ميدهند، گريهي بچهها را تحمل ميکنند، مدام توضيح ميدهند که چرا دير آمدهاند خانه، به صد تا زن ديگر نگاه ميکنند با اين آرزو که با آنها چرخي دور درياچهي ژنو بزنند، براي خودشان لباسهاي گران ميخرند و براي زنهايشان لباسهاي گرانتر، به فاحشهها پول ميدهند تا جبران کمبودشان را در زندگي زناشوييشان بکنند و نميدانند اين کمبود چيست.
همين يازده دقيقه، صنعت عظيم لوازم آرايش، رژيمهاي غذايي، باشگاههاي ورزشي، پورنوگرافي و قدرت را ميگرداند.
و تازه وقتي مردها دور هم جمع ميشوند، برخلاف تصور زنها، اصلاً راجع به زنها حرف نميزنند. از کار و پول و ورزش حرف ميزنند....!!!!!
يك جاي كار تمدن ما ايراد اساسي دارد ...