می روم،

ساده تر از آنچه که به خیالت می رسد

می روم آرام،

آرام تر از برگ درخت

می روم،

چون رود

و تو نظاره خواهی کرد رفتنم را در آغوش باد

چنانکه بارها دیده ای

و پس رفتنم

میراث خوار رنجنامه ام خواهی بود

و صفحات خاطرات زندگی ام را ورق خواهی زد

و طرح هزاران حسرت و امید مرا خواهی دید

که نگران پاک شدن رد پایت در ساحلم بود

و طرح هزاران ای کاش و افسوس بر لبانت جاری خواهد شد

و گونه هایت که نگو

از آب مردمت سیراب خواهند شد

می روم

می روم

ساده تر از آنچه تصور کنی........