نیستش
نميدونم کجاست
چه ميکنه
ولي ميدونم که ندارمش...
هيچوقت نخواستم که تو رو با چشمات به ياد بيارم
نميخواستم که تو رو تو گم ترين آرزوهام ببينم
نميخواستم که بي تو به ديوارا بگم هنوزم دوست دارم
آخه تو هول و ولاي پريشوني و تو رو نداشتن تو گير و دار...
اي بابا... دل تو هيچ...
حالمون خوش اي بي مروت...
ديگه دلي ميمونه که جور دل کبوتر بطتپه
که با شما از جون زندگي اش بگه
بگه که هنوز زندس
هنوز زندس
هنوز زندس اگه صدا صداي منه،
نفس اگه نفس تو ،
بذارکه اون خوش غيرتاش بدونن که دل...
دل بابايي ديگه دل نيست
ديگه دل نميشه
نه ديگه اين واسه ما دل نميشه
چه ميکنه
ولي ميدونم که ندارمش...
هيچوقت نخواستم که تو رو با چشمات به ياد بيارم
نميخواستم که تو رو تو گم ترين آرزوهام ببينم
نميخواستم که بي تو به ديوارا بگم هنوزم دوست دارم
آخه تو هول و ولاي پريشوني و تو رو نداشتن تو گير و دار...
اي بابا... دل تو هيچ...
حالمون خوش اي بي مروت...
ديگه دلي ميمونه که جور دل کبوتر بطتپه
که با شما از جون زندگي اش بگه
بگه که هنوز زندس
هنوز زندس
هنوز زندس اگه صدا صداي منه،
نفس اگه نفس تو ،
بذارکه اون خوش غيرتاش بدونن که دل...
دل بابايي ديگه دل نيست
ديگه دل نميشه
نه ديگه اين واسه ما دل نميشه
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12:45 توسط مثل هیچکس
|